۲۳ مهر ۱۳۸۴
كار كاردن در روزنامه ساده نبود.
وبلاگ نویسی همیشه برای من امری مبهم بود. نمی دانستم نوشتن برای هیچ كس چگونه است."هیچ كس" یعنی مخاطبی كه در ذهنت وجود ندارد. زمان عكاسی مخاطبی -حداقل برای من- وجود دارد تا آنها را ببیند،گرچه اشاره به مردمانی از طبقه اجتماعی خاص یا حتی كسانی كه به نوعی با هنر در ارتباط هستند نیز ندارد. این مخاطب برایم در وبلاگ مجازی است اما قابل احترام... به هرحال به جای قلم،با صفحه كلید شروع به نوشتن كردم. و در ابتدا این نوشتار می خواهم برای دو دوستی بنویسم كه برایم نقطه آغازین عكاسی بودند. جواد منتظری و پیمان هوشمندزاده. قریب به 7 سال از اولین برخوردم با آنها می گذرد. روزنامه خرداد،سرویس عكس،اسكنر،نگاتیو و نگاه هایی كه سنگینی شان را احساس می كردم كه چگونه مرا ورانداز می كردند بسان كودكی جویای نام. روزگار شلوغی بود آن سالها. هنوز یك دهه نگذشته به نظر در افق خاطره محو می شوند. جواد بسیار سخت گیر بود،آلان هم هست و پیمان بداخلاق،گرچه بهتر شده است. یادم می آید با چه حرص و ولعی از كوچكترین زمانی استفاده می كردم تا پشت دستشان بنشینم و عكس هایشان را نگاه كنم. كار كاردن در روزنامه ساده نبود،برخلاف امروز كه از جدول حل كردن سهل تر شده است. یادم می آید روزی از جلوی سرویس عكس رد می شدم و زیرچشمی می پاییدم كه با كوچكترین تعارفی بپرم داخل اتاق. - اینو تو كشیدی بچه؟! پیمان بود. - با اجازتون... شروع كرد به حرف زدن و راستش چیزهایی گفت كه آن موقع اصلا نفهمیدم یعنی چه. اما خوشحال بودم كه بالاخره یك نفر با من حرف زد. چند روزی از گپمان نگذشته بود كه پیمان دوربین جدیدی خرید. - آقای هوشمندزاده...اینو چند خریدید؟ - برو بچه دوروبر من پیدات نشه حوصلت رو ندارم. این دومین گپمان بود. حالا كه نگاه می كنم به گذشته، خوشحالم كه از آن روزگار دوستی با پیمان و جواد باقی ماند،هرچند این دوستی بیرون از خانه هایمان است اما همكاری مجدد در همشهری با جواد و هم صحبتی با پیمان و دودكردن سیگار،ثمره آن سالهاست. جواد امروز می گفت:"به نظرم سختگیر شده ایم، راضی مان نمی كند. یادت می آید آن روزهای پركار...". راست می گوید. هنوز هم جرات نمی كنم عكس هایم را به پیمان نشان دهم و جواد هم سختگیرانه حذف می كند.
peyman [ ۱۲ آبان ۱۳۸۴ ]

reza joon age hamchin chizi ke migi doros bashe
waghen adame gohi bodamAAA
.
.
.
dar zemn yenafar oon wasata ye efazati dare
ke az inja be badesho bara oon minewisam:
dadashe man...awalan man yeki hich gohi nistam ke kasi bekhad mazam kone.
javad age hast bara khodesh hast.
dowomwn: reza refighame.
sewoman: refigh midoni yani chi?
chaharoman: midonam nemidoni


علی خلیق [ ۰۱ آبان ۱۳۸۴ ]

راه اندازی وبلاگ رو بهت تبریک میگم و امیدوارم که مطالب و عکسهایت رو اینجا هم ببینیم.
قربانت


امیر [ ۳۰ مهر ۱۳۸۴ ]

آقای رضا خان ویلاگ جدید مبارکه! موفق باشی...


badbin [ ۳۰ مهر ۱۳۸۴ ]

bebin ostade ghazal in khob nist ke adam t oavalin neveshteye weblogesh onam to jayi ke akasha ziyad rafto amad daran in tori dast be dastmal beshe....reza ye khorde bozorg sho on rozharo faramosh kon....agar gohi shodi vase khodet bash...va pash vaysa...enghadr az esme ino on maye nazar...midonam narahat mishi ...ama ye roz bayad ye chizhayio befahmi....


محمدتاجیك [ ۳۰ مهر ۱۳۸۴ ]

چطوری رفیق ؟بدون لحظه ای درنگ لینكت دادم .


هادی حیدری [ ۳۰ مهر ۱۳۸۴ ]

محمد رضا جان!
راه اندازی وبلاگتو بهت تبریک می گم.
قربانت


Parastoo [ ۲۹ مهر ۱۳۸۴ ]

ولی وبلاگ نوشتن از همون اول راحت بود


pedram [ ۲۵ مهر ۱۳۸۴ ]

midonam chi migi reza . midonam ham dorane sakhti bode vali hala hamin peyman shode ham mashrabe gahi az shabat be gole khodet . hamishe khondane neveshtehat baram jaleb bode. midonam ke khodet ino nemidonesti . vali neveshtehat mese akasit baram dare donyaye jadidi ro behem neshon mide . man hanoz khodamam be neveshtan ba in safe dokme eee adat nakardam . vali varagho ghalam ye donyaye dige dare injam ye donyaye dige . hala kodom behtare nemidonam . be onvane avali bazdid konade mikham ke na to in karet balke to hameye karat movafagh bashi .hade aghal in hagho daram .


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.